+ اخراجی 1

چهارشنبه 2 آبان 1386 ساعت 10:27 صبح

دقیقاً وقتی داشتم به اوج میرسیدم ، زدن ساقه هامو زخمی کردن . گفتنیا آسمون یا زمین .


نه از زمین خوشم میومد ، نه انقدر قد کشیده بودم که به آسمون برسم .


خوردم زمین


سرم شکست


درد کشیدم


رفتم کما


اما هیچکدوم از اونایی که به خاک دعوتم کردن ، به دادم نرسید .


میخوام حالا که به خاک افتادم ، عین روز اولی که زاده شدم و نمیدونستم دین و مذهب چیه ، یه اخراجی شم .


میخوام با مسیحیت و زرتشت و ... شروع کنم .


میدونم این عین شرک هستش . اما یا تو تاریکی میمیرم ، یا راه رو پیدا میکنم .


میخوام بدونم خدا کیه ؟ من کیم ؟ چرا بودن ؟ چرا نبودن ؟.....


 


نوشته شده توسط : یه ینده خدا

نظرات ديگران [ نظر]


: لیست کامل یاداشت های این وبلاگ :