: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
یه ینده خدا[22]خودم که حرف ندارم .
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + لیلی خدا بیامرز پنجشنبه 15 فروردین 1387 ساعت 12:50 عصر میگفت تنهایی رو دوست داره . گفتم : چرا با پسرا آبت تو یه جو نمیره ؟ اصلاً این همه آدم خوب و سرشناس و با موقعیت عالی در خونتون رو میزنه ، چرا جواب رو نمیدی ؟ مگه تو میخوای چی داشته باشن که اینا نداشتن ؟ گفت : صداقت ، ندارن ، ایمانشون والای میزنه . عشقشون خدا نیست ، اراده ی زندگی چرخوندن ندارن . یا بچه سوسولن یا خود خواه و مغرورن به مال باباشون ... یک کلام ، اگه حرف دلم رو بفهمن بهم میخندن . گفتم خیله خوب ، اینایی که میگی همش قبول ، اما خیلی بی انصافی ، مگه اون ، همه ی این ویژگیها رو به شکل مثبتش نداشت ؟ پس چرا بقیه رو اذیت نکردی اما این بیچاره رو اینطوری در به درش کردی ؟ مگه گناهش چی بود ؟ دیدم سرش رو انداخت پایین و بغض کرد . خواستم اصلاً بحث رو عوض کنم که آروم گفت : گناهش این بود که عاشق من شد ، دیدم هیچ ایرادی به کارش نیست ، دیدم خیلی پاک و بی ریاست ، دیدم دستم به جایی بند نیست که پشیمونش کنم ، زدم به سیم آخر و خودم رو تو ذهنش بد کردم .... میدونی چرا ؟ چون فهمیدم حالا ، که اگر طرفم کامل باشه خیلی حسودی میکنم بهش . چون همونطور که من یه آدم کامل رو به یه مایه دار کارخونه دار ترجیح میدم ، اونم باید یه همچین کسی رو پیدا کنه نه یکی عین من رو . من حتی از نمازی که اون میخونه از خودم خجالت میکشم . حرفش که به اینجا رسید ، یه بیت از شعرای خودش رو خوند : " ما کجا ، جا پای دلداران کجا ؟ ره کجا و راه گمراهان کجا ؟ " دیگه ازش هیچی نپرسیدم . هیچی . همینطور که داشت میرفت آروم زیر لب گفت: " از انتخابم راضیم " اما دیگه صداش به گوش هیچکس نمیرسید ، آخه اون همین دیروز بارش رو از دنیا بسته بود . همیون دنیایی که نفرت شیرینی خودش رو به دخترک چشونده بود و نذاشت واسه آخرین بار و شایدم اولین بار به یه وجودی از دنیا دل ببنده و بگه دوسش داره . / رو سنگ مرمرین خونه ی جدیدش نوشته بود : شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ، خبری از دل پر درد گل یاس نداشت . نوشته شده توسط : یه ینده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + لیلی خدا بیامرز پنجشنبه 15 فروردین 1387 ساعت 12:50 عصر میگفت تنهایی رو دوست داره . گفتم : چرا با پسرا آبت تو یه جو نمیره ؟ اصلاً این همه آدم خوب و سرشناس و با موقعیت عالی در خونتون رو میزنه ، چرا جواب رو نمیدی ؟ مگه تو میخوای چی داشته باشن که اینا نداشتن ؟ گفت : صداقت ، ندارن ، ایمانشون والای میزنه . عشقشون خدا نیست ، اراده ی زندگی چرخوندن ندارن . یا بچه سوسولن یا خود خواه و مغرورن به مال باباشون ... یک کلام ، اگه حرف دلم رو بفهمن بهم میخندن . گفتم خیله خوب ، اینایی که میگی همش قبول ، اما خیلی بی انصافی ، مگه اون ، همه ی این ویژگیها رو به شکل مثبتش نداشت ؟ پس چرا بقیه رو اذیت نکردی اما این بیچاره رو اینطوری در به درش کردی ؟ مگه گناهش چی بود ؟ دیدم سرش رو انداخت پایین و بغض کرد . خواستم اصلاً بحث رو عوض کنم که آروم گفت : گناهش این بود که عاشق من شد ، دیدم هیچ ایرادی به کارش نیست ، دیدم خیلی پاک و بی ریاست ، دیدم دستم به جایی بند نیست که پشیمونش کنم ، زدم به سیم آخر و خودم رو تو ذهنش بد کردم .... میدونی چرا ؟ چون فهمیدم حالا ، که اگر طرفم کامل باشه خیلی حسودی میکنم بهش . چون همونطور که من یه آدم کامل رو به یه مایه دار کارخونه دار ترجیح میدم ، اونم باید یه همچین کسی رو پیدا کنه نه یکی عین من رو . من حتی از نمازی که اون میخونه از خودم خجالت میکشم . حرفش که به اینجا رسید ، یه بیت از شعرای خودش رو خوند : " ما کجا ، جا پای دلداران کجا ؟ ره کجا و راه گمراهان کجا ؟ " دیگه ازش هیچی نپرسیدم . هیچی . همینطور که داشت میرفت آروم زیر لب گفت: " از انتخابم راضیم " اما دیگه صداش به گوش هیچکس نمیرسید ، آخه اون همین دیروز بارش رو از دنیا بسته بود . همیون دنیایی که نفرت شیرینی خودش رو به دخترک چشونده بود و نذاشت واسه آخرین بار و شایدم اولین بار به یه وجودی از دنیا دل ببنده و بگه دوسش داره . / رو سنگ مرمرین خونه ی جدیدش نوشته بود : شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ، خبری از دل پر درد گل یاس نداشت . نوشته شده توسط : یه ینده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان
: نوای وبلاگ :
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
این قالب برای وبلاگ
گمشگتگان عشق ساخته شده
و دوستان دیگر نمی توانند از ان
استفاده کنند
با تشکر
+ لیلی خدا بیامرز
میگفت تنهایی رو دوست داره .
گفتم : چرا با پسرا آبت تو یه جو نمیره ؟ اصلاً این همه آدم خوب و سرشناس و با موقعیت عالی در خونتون رو میزنه ، چرا جواب رو نمیدی ؟ مگه تو میخوای چی داشته باشن که اینا نداشتن ؟
گفت : صداقت ، ندارن ، ایمانشون والای میزنه . عشقشون خدا نیست ، اراده ی زندگی چرخوندن ندارن . یا بچه سوسولن یا خود خواه و مغرورن به مال باباشون ... یک کلام ، اگه حرف دلم رو بفهمن بهم میخندن .
گفتم خیله خوب ، اینایی که میگی همش قبول ، اما خیلی بی انصافی ، مگه اون ، همه ی این ویژگیها رو به شکل مثبتش نداشت ؟ پس چرا بقیه رو اذیت نکردی اما این بیچاره رو اینطوری در به درش کردی ؟ مگه گناهش چی بود ؟
دیدم سرش رو انداخت پایین و بغض کرد . خواستم اصلاً بحث رو عوض کنم که آروم گفت : گناهش این بود که عاشق من شد ، دیدم هیچ ایرادی به کارش نیست ، دیدم خیلی پاک و بی ریاست ، دیدم دستم به جایی بند نیست که پشیمونش کنم ، زدم به سیم آخر و خودم رو تو ذهنش بد کردم ....
میدونی چرا ؟ چون فهمیدم حالا ، که اگر طرفم کامل باشه خیلی حسودی میکنم بهش . چون همونطور که من یه آدم کامل رو به یه مایه دار کارخونه دار ترجیح میدم ، اونم باید یه همچین کسی رو پیدا کنه نه یکی عین من رو . من حتی از نمازی که اون میخونه از خودم خجالت میکشم .
حرفش که به اینجا رسید ، یه بیت از شعرای خودش رو خوند : " ما کجا ، جا پای دلداران کجا ؟ ره کجا و راه گمراهان کجا ؟ "
دیگه ازش هیچی نپرسیدم . هیچی .
همینطور که داشت میرفت آروم زیر لب گفت: " از انتخابم راضیم "
اما دیگه صداش به گوش هیچکس نمیرسید ، آخه اون همین دیروز بارش رو از دنیا بسته بود . همیون دنیایی که نفرت شیرینی خودش رو به دخترک چشونده بود و نذاشت واسه آخرین بار و شایدم اولین بار به یه وجودی از دنیا دل ببنده و بگه دوسش داره . /
رو سنگ مرمرین خونه ی جدیدش نوشته بود :
شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ، خبری از دل پر درد گل یاس نداشت .
نوشته شده توسط : یه ینده خدا
نظرات ديگران [ نظر]
[29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]