: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
یه ینده خدا[22]خودم که حرف ندارم .
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری دوشنبه 26 فروردین 1387 ساعت 12:51 عصر دیییید ) گفتن اسم نبر وگرنه سرتو به باد میدی منم بوق گذاشتم جاش . داشتم میگفتم . یه روز آقای ... با اقتدار و صلابت اومد پای تریبون و گفت : "جوونا باید آزاد باشن ، اگه نباشن چنین میشه چنان میشه ، جوونا من هامیتونم . برید حال کنید من پشتتونم ..... " آقا میومدی میدیدی چه غوغایی شد . صوت و جیغ و دست و غش و ضعف و هورای یه دسته جماعت فرصت طلب که به تلنگری بند بودن به پا شد که بابا حاجی دمت گرم . اصل فازی ، تو خود نول بودی و کشف نشده بودی . !!!! این آقا خوبه ، یه چند سالی هی فاز داد ، هی فاز داد ، هی به اسم تمدن سازی ، جولان کرد و .... بعد که دید نمیتونه دیگه جمع و جور کنه مملکت رو ، خیلی تمیز و آروم پا پس کشید ، حالا دیگه شهر شده بود شهر فرنگ ، قیمتا رفته بود تا سقف برج میلاد ، بودجه ی مملکت که قربونش برم از قدیم رسم داشته هر سال واسه بسته شدن ، 100 صفحه بره روش ، حالا رسیده بود به 2000.000.000 صفحه ( هان ؟ زیاد شد صفراش ؟ واسه توجیح مطلب لازم بود دادا ) بعد یه مدت ، انگار مردم خودشونم از این آزادی خالی بندی که چشم اکثریت رو کور کرده بود خسته شدن و یادشون افتاد بابا مملکت دخل و خرجش با هم نمیخونه . نفتمون کو ؟ آبمون کو ؟ eeeeee !!! خیلی وقته نونم واسه خوردن ... بابا همه چی کم مونده کپنی بشه . " نفس نکش " شده آزادی . تو این میون یکی شد رابین هود . مردمم دوسش داشتن . شد نماینده ی مردمی . اما غافل از اینکه این جناب رابین هود هم کاری از پیش نبرد . چون قبل اونکه کاری انجام بده دستشو بسته بودن . یه سریا اومدن جاش یه تزای جدید دادن که گویا بر میگشت ریشش به همون برنامه ی طرح ریزی شده ی قبلی که کسی نتونست جمع و جورش کنه . یه آقا خوبه ی دیگه که به ظاهر یکی از سازمان دهنده های این پروژه ی عظیم 400 ساله بود ، اومد پای تریبون تلویزیون و فرمود : " ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا در جامعه مسأله ی ازدواج موقت رو با جسارت تمام رونق بدیم " عجب مکمل خوبی بود برای نظریه ی " فروید و فرویدیسم ها " و این آغاز غرب گرایی تو مملکتی که ادعای پایتخت جوامع اسلامی میکنه ، نبود . چون همین نظریه اساس شرعی و نبوی داره ، اما نه امروز و تو این شنبه بازاری که اساسش از پایه خراب شد و فرهنگش شده فرهنگ شیرین و دلربای غرب . چرا کسی نگفت این بیداری تو تاریکیه ؟ چرا نگفت به اسم دین ، دارین کلاه شرعی سر خودتون میذارید ؟ چرا بعد این همه سالی که از انقلاب میگذره کسی جرأت نداره تو خیابون نهی از منکر کنه ؟ میگن قبل انقلاب فلان بود و بهمان ... ( من نمیخوام از رژیم خاصی طرفداری کنم یا اونو سرکوب کنم . فقط میخوام یه کم به خودمون بیاییم) آقا حالا که ادعامون میشه و با پیرهن روی شلوار و یه تسبیح میگیم بسیج بسیج ... چرا چشامون و میبنیدیم و اگه هم باز کنیم خودمونو میزنیم به اون راه که ندیدیم ؟ هیچ رفتی سمت پارکای تهران ؟ میدونی تو سینماها چه خبره ؟ تا حالا مترو سوار شدی ؟ ( آره هممون اینجا ها رفتیم اما خداییش بس که معضلای جامعه برامون عادی و معمولی شده دیگه به عنوان یه معضل بهش نگاه نمیکنیم ) اصلاً چرا راه دور میریم ؟ همین تلویزیون رو روشن کنی حساب کار دستت میاد . فیلمای آمریکایی رو سانسور میکنیم و میگیم مرگ بر آمریکا ، اما هیچکی نمگیه تو فیلم.... ( گفتن اسم نبر . د . چند بار بگم گیر نده ) که ساخت جمهوری اسلامیه ، چرا باید مسائل زناشویی رو انقدر جسورانه ، بازیگر تاپ کشور جار بزنه ؟ حالا از این بحثا که بگذریم ( اگه بخوام ادامه بدم که دیگه گندش در میاد اطرافمون چه خبره . وبلاگ منم تعطیل میکنن ) مجلس بعد از جریان کارت سوخت ، حالا اومده کارت سهمیه مخصوص معتادین رو به مرحله ی اجرا گذاشته . آهاااااااااااااااااای جوونا . دیگه میتونید برید معتاد شید . اینم از خدمات رفاهی . دیگه چی میخواین ؟ نوشته شده توسط : یه ینده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
یگان مرید آقا سید علییه امل مدرنیسم نشدهFANAVARY BARTAR : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر + بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری دوشنبه 26 فروردین 1387 ساعت 12:51 عصر دیییید ) گفتن اسم نبر وگرنه سرتو به باد میدی منم بوق گذاشتم جاش . داشتم میگفتم . یه روز آقای ... با اقتدار و صلابت اومد پای تریبون و گفت : "جوونا باید آزاد باشن ، اگه نباشن چنین میشه چنان میشه ، جوونا من هامیتونم . برید حال کنید من پشتتونم ..... " آقا میومدی میدیدی چه غوغایی شد . صوت و جیغ و دست و غش و ضعف و هورای یه دسته جماعت فرصت طلب که به تلنگری بند بودن به پا شد که بابا حاجی دمت گرم . اصل فازی ، تو خود نول بودی و کشف نشده بودی . !!!! این آقا خوبه ، یه چند سالی هی فاز داد ، هی فاز داد ، هی به اسم تمدن سازی ، جولان کرد و .... بعد که دید نمیتونه دیگه جمع و جور کنه مملکت رو ، خیلی تمیز و آروم پا پس کشید ، حالا دیگه شهر شده بود شهر فرنگ ، قیمتا رفته بود تا سقف برج میلاد ، بودجه ی مملکت که قربونش برم از قدیم رسم داشته هر سال واسه بسته شدن ، 100 صفحه بره روش ، حالا رسیده بود به 2000.000.000 صفحه ( هان ؟ زیاد شد صفراش ؟ واسه توجیح مطلب لازم بود دادا ) بعد یه مدت ، انگار مردم خودشونم از این آزادی خالی بندی که چشم اکثریت رو کور کرده بود خسته شدن و یادشون افتاد بابا مملکت دخل و خرجش با هم نمیخونه . نفتمون کو ؟ آبمون کو ؟ eeeeee !!! خیلی وقته نونم واسه خوردن ... بابا همه چی کم مونده کپنی بشه . " نفس نکش " شده آزادی . تو این میون یکی شد رابین هود . مردمم دوسش داشتن . شد نماینده ی مردمی . اما غافل از اینکه این جناب رابین هود هم کاری از پیش نبرد . چون قبل اونکه کاری انجام بده دستشو بسته بودن . یه سریا اومدن جاش یه تزای جدید دادن که گویا بر میگشت ریشش به همون برنامه ی طرح ریزی شده ی قبلی که کسی نتونست جمع و جورش کنه . یه آقا خوبه ی دیگه که به ظاهر یکی از سازمان دهنده های این پروژه ی عظیم 400 ساله بود ، اومد پای تریبون تلویزیون و فرمود : " ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا در جامعه مسأله ی ازدواج موقت رو با جسارت تمام رونق بدیم " عجب مکمل خوبی بود برای نظریه ی " فروید و فرویدیسم ها " و این آغاز غرب گرایی تو مملکتی که ادعای پایتخت جوامع اسلامی میکنه ، نبود . چون همین نظریه اساس شرعی و نبوی داره ، اما نه امروز و تو این شنبه بازاری که اساسش از پایه خراب شد و فرهنگش شده فرهنگ شیرین و دلربای غرب . چرا کسی نگفت این بیداری تو تاریکیه ؟ چرا نگفت به اسم دین ، دارین کلاه شرعی سر خودتون میذارید ؟ چرا بعد این همه سالی که از انقلاب میگذره کسی جرأت نداره تو خیابون نهی از منکر کنه ؟ میگن قبل انقلاب فلان بود و بهمان ... ( من نمیخوام از رژیم خاصی طرفداری کنم یا اونو سرکوب کنم . فقط میخوام یه کم به خودمون بیاییم) آقا حالا که ادعامون میشه و با پیرهن روی شلوار و یه تسبیح میگیم بسیج بسیج ... چرا چشامون و میبنیدیم و اگه هم باز کنیم خودمونو میزنیم به اون راه که ندیدیم ؟ هیچ رفتی سمت پارکای تهران ؟ میدونی تو سینماها چه خبره ؟ تا حالا مترو سوار شدی ؟ ( آره هممون اینجا ها رفتیم اما خداییش بس که معضلای جامعه برامون عادی و معمولی شده دیگه به عنوان یه معضل بهش نگاه نمیکنیم ) اصلاً چرا راه دور میریم ؟ همین تلویزیون رو روشن کنی حساب کار دستت میاد . فیلمای آمریکایی رو سانسور میکنیم و میگیم مرگ بر آمریکا ، اما هیچکی نمگیه تو فیلم.... ( گفتن اسم نبر . د . چند بار بگم گیر نده ) که ساخت جمهوری اسلامیه ، چرا باید مسائل زناشویی رو انقدر جسورانه ، بازیگر تاپ کشور جار بزنه ؟ حالا از این بحثا که بگذریم ( اگه بخوام ادامه بدم که دیگه گندش در میاد اطرافمون چه خبره . وبلاگ منم تعطیل میکنن ) مجلس بعد از جریان کارت سوخت ، حالا اومده کارت سهمیه مخصوص معتادین رو به مرحله ی اجرا گذاشته . آهاااااااااااااااااای جوونا . دیگه میتونید برید معتاد شید . اینم از خدمات رفاهی . دیگه چی میخواین ؟ نوشته شده توسط : یه ینده خدا نظرات ديگران [ نظر] : لیست کامل یاداشت های این وبلاگ : [29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...[14]بچه های آسمان[7] : آرشيو يادداشت ها : یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید این قالب برای وبلاگ گمشگتگان عشق ساخته شده و دوستان دیگر نمی توانند از ان استفاده کنند با تشکر
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
یا علی گفتیم و ...برگی از یک نوشتهموهبت عظیمعشق منبچه ها آسمان
: نوای وبلاگ :
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
این قالب برای وبلاگ
گمشگتگان عشق ساخته شده
و دوستان دیگر نمی توانند از ان
استفاده کنند
با تشکر
+ بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری
دیییید ) گفتن اسم نبر وگرنه سرتو به باد میدی منم بوق گذاشتم جاش . داشتم میگفتم . یه روز آقای ... با اقتدار و صلابت اومد پای تریبون و گفت : "جوونا باید آزاد باشن ، اگه نباشن چنین میشه چنان میشه ، جوونا من هامیتونم . برید حال کنید من پشتتونم ..... "
آقا میومدی میدیدی چه غوغایی شد . صوت و جیغ و دست و غش و ضعف و هورای یه دسته جماعت فرصت طلب که به تلنگری بند بودن به پا شد که بابا حاجی دمت گرم . اصل فازی ، تو خود نول بودی و کشف نشده بودی . !!!!
این آقا خوبه ، یه چند سالی هی فاز داد ، هی فاز داد ، هی به اسم تمدن سازی ، جولان کرد و .... بعد که دید نمیتونه دیگه جمع و جور کنه مملکت رو ، خیلی تمیز و آروم پا پس کشید ، حالا دیگه شهر شده بود شهر فرنگ ، قیمتا رفته بود تا سقف برج میلاد ، بودجه ی مملکت که قربونش برم از قدیم رسم داشته هر سال واسه بسته شدن ، 100 صفحه بره روش ، حالا رسیده بود به 2000.000.000 صفحه ( هان ؟ زیاد شد صفراش ؟ واسه توجیح مطلب لازم بود دادا )
بعد یه مدت ، انگار مردم خودشونم از این آزادی خالی بندی که چشم اکثریت رو کور کرده بود خسته شدن و یادشون افتاد بابا مملکت دخل و خرجش با هم نمیخونه . نفتمون کو ؟ آبمون کو ؟ eeeeee !!! خیلی وقته نونم واسه خوردن ... بابا همه چی کم مونده کپنی بشه . " نفس نکش " شده آزادی .
تو این میون یکی شد رابین هود . مردمم دوسش داشتن . شد نماینده ی مردمی . اما غافل از اینکه این جناب رابین هود هم کاری از پیش نبرد . چون قبل اونکه کاری انجام بده دستشو بسته بودن . یه سریا اومدن جاش یه تزای جدید دادن که گویا بر میگشت ریشش به همون برنامه ی طرح ریزی شده ی قبلی که کسی نتونست جمع و جورش کنه .
یه آقا خوبه ی دیگه که به ظاهر یکی از سازمان دهنده های این پروژه ی عظیم 400 ساله بود ، اومد پای تریبون تلویزیون و فرمود : " ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا در جامعه مسأله ی ازدواج موقت رو با جسارت تمام رونق بدیم "
عجب مکمل خوبی بود برای نظریه ی " فروید و فرویدیسم ها " و این آغاز غرب گرایی تو مملکتی که ادعای پایتخت جوامع اسلامی میکنه ، نبود . چون همین نظریه اساس شرعی و نبوی داره ، اما نه امروز و تو این شنبه بازاری که اساسش از پایه خراب شد و فرهنگش شده فرهنگ شیرین و دلربای غرب . چرا کسی نگفت این بیداری تو تاریکیه ؟ چرا نگفت به اسم دین ، دارین کلاه شرعی سر خودتون میذارید ؟
چرا بعد این همه سالی که از انقلاب میگذره کسی جرأت نداره تو خیابون نهی از منکر کنه ؟ میگن قبل انقلاب فلان بود و بهمان ... ( من نمیخوام از رژیم خاصی طرفداری کنم یا اونو سرکوب کنم . فقط میخوام یه کم به خودمون بیاییم) آقا حالا که ادعامون میشه و با پیرهن روی شلوار و یه تسبیح میگیم بسیج بسیج ... چرا چشامون و میبنیدیم و اگه هم باز کنیم خودمونو میزنیم به اون راه که ندیدیم ؟ هیچ رفتی سمت پارکای تهران ؟ میدونی تو سینماها چه خبره ؟ تا حالا مترو سوار شدی ؟ ( آره هممون اینجا ها رفتیم اما خداییش بس که معضلای جامعه برامون عادی و معمولی شده دیگه به عنوان یه معضل بهش نگاه نمیکنیم ) اصلاً چرا راه دور میریم ؟ همین تلویزیون رو روشن کنی حساب کار دستت میاد . فیلمای آمریکایی رو سانسور میکنیم و میگیم مرگ بر آمریکا ، اما هیچکی نمگیه تو فیلم.... ( گفتن اسم نبر . د . چند بار بگم گیر نده ) که ساخت جمهوری اسلامیه ، چرا باید مسائل زناشویی رو انقدر جسورانه ، بازیگر تاپ کشور جار بزنه ؟
حالا از این بحثا که بگذریم ( اگه بخوام ادامه بدم که دیگه گندش در میاد اطرافمون چه خبره . وبلاگ منم تعطیل میکنن ) مجلس بعد از جریان کارت سوخت ، حالا اومده کارت سهمیه مخصوص معتادین رو به مرحله ی اجرا گذاشته . آهاااااااااااااااااای جوونا . دیگه میتونید برید معتاد شید . اینم از خدمات رفاهی . دیگه چی میخواین ؟
نوشته شده توسط : یه ینده خدا
نظرات ديگران [ نظر]
[29/1/1387- 12:43 ع] کارت سوخت بهتر است یا علم ؟[26/1/1387- 12:51 ع] بیداری در تاریکی ، تاریکی در بیداری[15/1/1387- 12:54 ع] دو رکعت عاشقی[15/1/1387- 12:53 ع] بی قراری شبانه[15/1/1387- 12:52 ع] قرتی بازی ممنوع[15/1/1387- 12:52 ع] ادراک بسیط[15/1/1387- 12:50 ع] لیلی خدا بیامرز[2/8/1386- 10:41 ص] تنفس ممنوع[2/8/1386- 10:36 ص] اخراجی 2[2/8/1386- 10:27 ص] اخراجی 1[2/8/1386- 10:6 ص] اسکرینی به نام دنیا :[22/7/1386- 9:42 ص] من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم[6/12/1385- 7:43 ع] دیر آمدم آیا ... ؟[5/12/1385- 9:10 ع] سجده گاه[5/12/1385- 9:8 ع] خواب امواج آرام[همه عناوین(21)][آرشیو شده ها]